حسن حسن زاده آملى

45

مجموعه مقالات (فارسى)

لعلوم المتفكرين ، مع علوم المكاشفين ، و نحن جمعنا فيه بفضل اللّه بين الذوق و الوجدان و بين البحث و البرهان » . سخن در اين است كه قرآن معيار و ميزان انسان‌سنج است ، بايد حقائق و اسرار آيات در انسان پياده شود كه نفس ناطقه و عاء آن حقائق و آيات شود . و در حقيقت قرآن غايت سير انسان است ، و در حكمت متعاليه محقق و مبرهن است كه وصول ذى الغايت بغايت به نحو تحول است ، نه بمحض قرب اضافى ، يعنى استكمال نفوس ناطقه بنحو اتحاد وجودى با حقائق نوريه است . آيات قرآنى روزنه‌ها و درها و معبرها و عالمها براى اشخاص‌اند ، تا بينشها در چه پايه ، و خواننده‌ها در چه حدّى بوده باشند . و به عبارت ديگر ، اين كتاب الهى معراج انسانى ، يعنى وسيله عروج انسان است كه آيات آن به منزله درجات اين معراجند و پايه‌هاى اين نردبان‌اند . حضرت امير المؤمنين عليه السلام ، به فرزندش ابن حنفيّه وصيت فرموده است كه : « و عليك بتلاوة القرآن و العلم به . . . و اعلم انّ درجات الجنّة على عدد آيات القرآن فاذا كان يوم القيامة يقال لقارئ القرآن : إقرأ و ارق » ، ( الحديث « 11 » ) . امام فرمود : درجات بهشت بر عدد آيات قرآن است ، پس چون روز قيامت شود به قارى قرآن گفته مىشود بخوان و بالا برو . اين قرائت را مراتب است ، يك مرتبه آن قرائت لفظى است كه همين قرائت در عالم ماده و نشأه عنصرى است ، كه با حلق و زبان و دهان و لب و لپ انجام مىدهيم ، و يك مرتبه آن در عالم خواب است ، كه مثال همين قرائت اينجا است ، ولى كارى به جنبيدن لب و زبان اينجائى ندارد ، بقول حكيم ابو القاسم فردوسى : مگر خواب را بيهده نشمرى * يكى بهره دانش ز پيغمبرى و پس از آن كه به كلى از اين كالبد انقطاع حاصل شد ، قرائت به نحو ديگر خواهد بود ، تا جائى كه خداوند متعال قرائت مىنمايد : « فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ

--> ( 11 ) . وافى ، ص 14 / 65 ، آخر من لا يحضره الفقيه .